انواع قتل و مجازات آن

انواع قتل
در این نوشته شما می خوانید:

جرم قتل، به عنوان شدیدترین تعرض به حق حیات، پیچیده‌ترین و حساس‌ترین پرونده‌ها را در نظام قضایی ایران تشکیل می‌دهد. این جرم که به معنای سلب غیرقانونی حیات یک انسان است، بر اساس قصد و نیت مرتکب به سه دسته اصلی عمد، شبه‌عمد و خطای محض تقسیم می‌شود. در این مقاله جامع از وکیل زوم، ما به عنوان وکلای با تجربه در امور کیفری، به تشریح دقیق هر یک از این انواع و مجازات‌های قانونی آن‌ها می‌پردازیم.

 آیا می‌دانید دفاع شما در دادگاه، کدام نوع قتل را اثبات می‌کند؟

در پرونده‌های کیفری سنگین، هر کلمه و هر مدرک می‌تواند مرز بین اثبات بی‌گناهی و سنگین‌ترین مجازات‌ها را جابجا کند.

تعریف جرم قتل از منظر حقوقی؛ فراتر از یک مفهوم عامیانه

قبل از ورود به تقسیم‌بندی انواع قتل، لازم است که به عنوان یک وکیل، تعریف دقیق و حقوقی این جرم را برای شما روشن کنم. در نگاه عموم، هر نوع کشتن انسانی قتل است؛ اما از دیدگاه قانون، برای اینکه عملی “جرم قتل” تلقی شود، باید سه رکن اساسی به طور همزمان وجود داشته باشد:

  1. رکن قانونی: باید یک ماده قانونی مشخص، عمل سلب حیات از دیگری را جرم‌انگاری کرده باشد. در کشور ما، مواد متعددی از قانون مجازات اسلامی به این موضوع پرداخته‌اند.
  2. رکن مادی: باید یک رفتار فیزیکی از سوی مرتکب سر زده باشد که منجر به مرگ قربانی (مجنیٌ‌علیه) شده است. این رفتار می‌تواند به صورت فعل (مانند شلیک کردن، ضربه با چاقو) یا ترک فعل (مانند مادری که عمداً به نوزاد خود شیر نمی‌دهد تا بمیرد) باشد. نکته مهم، وجود رابطه سببیت مستقیم بین رفتار مرتکب و مرگ قربانی است.
  3. رکن معنوی (روانی): این مهم‌ترین رکن در تفکیک انواع قتل است. رکن معنوی به نیت و قصد درونی مرتکب بازمی‌گردد. آیا مرتکب قصد کشتن قربانی را داشته است؟ آیا قصد انجام کاری را داشته که نوعاً کشنده است؟ پاسخ به این سوالات، نوع قتل را از عمد به شبه‌عمد یا خطای محض تغییر می‌دهد و مجازات را به کلی دگرگون می‌کند.

نکته کلیدی در تعریف، قید “غیرقانونی بودن” است. برای مثال، مأمور اجرای حکم قصاص که یک قاتل را اعدام می‌کند، جان انسانی را می‌گیرد، اما چون این عمل به حکم قانون است، جرم محسوب نمی‌شود.

تقسیم‌بندی اصلی انواع قتل در قانون

بر اساس ماده ۲۸۹ قانون مجازات اسلامی، جنایت بر نفس (قتل) به سه دسته کلی تقسیم می‌شود:

  • قتل عمدی
  • قتل شبه‌عمدی
  • قتل خطای محض

در ادامه، به عنوان وکیل شما، هر یک از این موارد را با مثال‌های کاربردی و از منظر قانون موشکافی می‌کنم تا هیچ ابهامی باقی نماند.

قتل عمد؛ سنگین‌ترین نوع جنایت بر نفس

قتل عمد زمانی رخ می‌دهد که مرتکب با قصد و نیت قبلی، جان دیگری را بگیرد. این نوع قتل به دلیل وجود “سوءنیت خاص” یعنی اراده و خواست قطعی برای کشتن، شدیدترین مجازات‌ها را در پی دارد. ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی، چهار حالت را مشخص کرده است که در صورت وجود هر یک از آن‌ها، قتل، عمدی محسوب می‌شود. اجازه دهید هر بند را به زبان ساده و با مثال توضیح دهم:

الف- چنانچه مرتکب با انجام فعلی قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را داشته باشد و همچنین در عمل نیز جنایت مورد نظر مرتکب یا نظیر آن واقع شود. در این صورت فرقی نمیکند که فعل ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود یا خیر.

  • تفسیر ساده حقوقی: این بند، واضح‌ترین حالت قتل عمد است. در اینجا “قصد کشتن” به صورت مستقیم وجود دارد. قاتل دقیقاً می‌خواهد قربانی را به قتل برساند.
  • مثال کاربردی: شخصی به دلیل اختلاف مالی، اسلحه‌ای تهیه کرده و به قصد کشتن طرف مقابل، به او شلیک می‌کند و او را می‌کشد. در اینجا هم قصد کشتن (رکن معنوی) و هم عمل شلیک (رکن مادی) وجود دارد. حتی اگر او با یک وسیله غیرکشنده مثل یک سوزن کوچک، اما با قصد کشتن، به نقطه حساس بدن قربانی تزریق کند و فرد بمیرد، باز هم قتل عمد است، چون “قصد نتیجه” یعنی کشتن، محرز است.

ب- چنانچه مرتکب به صورت عمد فعلی را انجام دهد که در واقع نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن خواهد شد هرچند که قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد. البته در این مورد مرتکب میبایست آگاه و مطلع باشد که آن کار نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن میشود.

  • تفسیر ساده حقوقی: این حالت کمی پیچیده‌تر است. در اینجا ممکن است مرتکب ادعا کند “قصد کشتن نداشتم، فقط می‌خواستم او را تنبیه کنم!” اما قانون می‌گوید اگر کاری که انجام دادی، “نوعاً کشنده” (غالباً کشنده) باشد، دیگر قصد تو مهم نیست و قتل، عمدی محسوب می‌شود.
  • مثال کاربردی: فردی در یک درگیری، با یک چاقوی بزرگ به شکم دیگری ضربه می‌زند و او فوت می‌کند. حتی اگر قاتل قسم بخورد که فقط قصد زخمی کردن داشته، چون استفاده از چاقو و ضربه به شکم، یک عمل نوعاً کشنده است، قانون این قتل را عمدی تلقی می‌کند. مصادیق دیگر شامل ضربه با میله آهنی به سر، خفه کردن یا پرت کردن از ارتفاع بلند است.

پ- ممکن است مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و فعل انجام گرفته نیز نسبت به افراد متعارف و عادی نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن نشود. لکن در مورد مجنی علیه به علت بیماری، ضعف، پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به دلیل وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعا موجب آن جنایت یا نظیر آن میشود. در مورد فوق نیز شرط تحقق عمدی بودن جنایت آن است که مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی ایشان آگاه و مطلع باشد.

  • تفسیر ساده حقوقی: این بند یکی از ظریف‌ترین و فنی‌ترین بخش‌های قانون است. گاهی یک عمل برای یک انسان عادی کشنده نیست، اما برای یک فرد خاص با شرایط ویژه، مرگبار است. اگر مرتکب از این شرایط خاص “آگاه” باشد، قتل عمدی است.
  • مثال کاربردی: هل دادن یک فرد عادی معمولاً منجر به مرگ نمی‌شود. اما اگر شخصی بداند که فرد مقابل به بیماری قلبی شدیدی مبتلاست و کوچک‌ترین استرس یا ضربه برای او مرگبار است و با این آگاهی او را به شدت بترساند یا هل دهد و آن فرد بر اثر سکته قلبی بمیرد، قتل عمدی رخ داده است. شرط اصلی، “آگاهی” مرتکب از وضعیت خاص قربانی است. اثبات این آگاهی در دادگاه، نقش کلیدی در سرنوشت پرونده دارد.

ت- چنانچه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد حتی اگر فرد یا جمع معینی مقصود وی نباشد و در واقعیت نیز جنایت مورد نظر مرتکب یا نظیر آن واقع شود.

  • تفسیر ساده حقوقی: در این حالت، قاتل قصد کشتن دارد، اما برایش فرقی نمی‌کند چه کسی کشته شود. هدف او، ایجاد یک فاجعه و گرفتن جان انسان به صورت کلی است.
  • مثال کاربردی: یک تروریست که در یک مکان عمومی و شلوغ بمب‌گذاری می‌کند. او شخص خاصی را مد نظر ندارد، اما قصد او کشتن انسان‌هایی است که در آنجا حضور دارند. هر فردی که در این انفجار کشته شود، قربانی قتل عمد محسوب می‌شود.

قتل غیر عمد؛ وقتی قصد کشتن در میان نیست

در نقطه مقابل قتل عمد، قتل غیرعمد قرار دارد. در این نوع جنایت، مرتکب به هیچ وجه قصد کشتن قربانی را نداشته است. قانون‌گذار این نوع قتل را به دو شاخه مجزا تقسیم کرده است که هرکدام تعریف و مجازات متفاوتی دارند.

قتل شبه عمد

قتل شبه‌عمد، حالتی بین عمد و خطای محض است. در اینجا، مرتکب “قصد انجام رفتار” را نسبت به قربانی دارد، اما “قصد نتیجه” یعنی کشتن را ندارد و عمل او نیز نوعاً کشنده نیست. ماده ۲۹۱ قانون سه حالت برای آن در نظر گرفته است:

الف- هرگاه مرتکب نسبت به مجنی علیه قصد رفتاری را داشته باشد لکن قصد جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته باشد و از مصادیقی که مشمول تعریف جنایات عمدی میگردد نیز نباشد.

  • تفسیر ساده حقوقی: این رایج‌ترین نوع قتل شبه‌عمد است. مرتکب عمداً کاری را روی قربانی انجام می‌دهد، اما این کار نه به قصد کشتن است و نه نوعاً کشنده محسوب می‌شود، ولی به صورت اتفاقی منجر به مرگ می‌گردد.
  • مثال کاربردی: دو نفر با هم درگیر می‌شوند. یکی از آن‌ها برای ترساندن دیگری، یک سیلی به صورت او می‌زند. فرد سیلی‌خورده تعادل خود را از دست داده، سرش به لبه تیز میز برخورد می‌کند و در اثر خونریزی مغزی فوت می‌کند. در اینجا قصد “سیلی زدن” وجود داشته، اما قصد “کشتن” خیر. عمل سیلی زدن هم نوعاً کشنده نیست. این قتل، شبه‌عمد است.

ب- هرگاه مرتکب جهل به موضوع داشته باشد. به عنوان مثال جنایتی را با اعتقاد به اینکه موضوع رفتار ایشان شی یا حیوان و یا افراد مشمول ماده (302) این قانون است به مجنی علیه وارد نماید سپس معلوم شود که اشتباه میکرده است.

  • تفسیر ساده حقوقی: در این حالت، مرتکب از هویت قربانی بی‌اطلاع است و تصور می‌کند در حال آسیب زدن به یک شیء یا حیوان است.
  • مثال کاربردی: شکارچی در جنگل، حرکتی را در پشت یک بوته می‌بیند و به تصور اینکه یک گراز است، شلیک می‌کند. بعداً مشخص می‌شود که یک انسان در پشت بوته بوده و کشته شده است. چون شکارچی قصد شلیک به انسان را نداشته، قتل از نوع شبه‌عمد است.

پ- هرگاه جنایت به سبب تقصیر مرتکب واقع شود به شرط آن که جنایت واقع شده یا نظیر آن مشمول تعریف جنایت عمدی قرار نگیرد.

  • تفسیر ساده حقوقی: این بند به مفهوم “تقصیر” اشاره دارد. تقصیر شامل بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی، عدم مهارت یا عدم رعایت قوانین و مقررات است. بسیاری از حوادث ناشی از کار یا خطاهای پزشکی در این دسته قرار می‌گیرند.
  • مثال کاربردی: پزشکی که در حین عمل جراحی، به دلیل بی‌احتیاطی و خستگی، یک وسیله جراحی را در بدن بیمار جا می‌گذارد و بیمار پس از مدتی به دلیل عفونت ناشی از آن فوت می‌کند. پزشک قصد کشتن بیمار را نداشته، اما به دلیل “تقصیر” (بی‌احتیاطی)، موجب مرگ او شده است. این قتل شبه‌عمد است. اینجاست که اهمیت مشاوره با یک وکیل متخصص، مانند کارشناسان وکیل زوم، برای تفکیک دقیق این مفاهیم مشخص می‌شود.

قتل خطای محض

این نوع قتل، پایین‌ترین سطح از مسئولیت کیفری را دارد. در خطای محض، مرتکب نه قصد کشتن قربانی را دارد و نه حتی قصد انجام عمل منجر به قتل را بر روی او داشته است. عمل کاملاً به صورت تصادفی و خطایی رخ می‌دهد. ماده ۲۹۲ قانون موارد آن را مشخص کرده است:

الف- جنایت در حالت خواب و یا بیهوشی و مانند آن ها واقع گردد.

  • تفسیر ساده حقوقی: زمانی که فرد در حالت ناآگاهی کامل، مانند خواب عمیق یا بیهوشی، عملی انجام دهد که منجر به مرگ دیگری شود.
  • مثال کاربردی: مادری که در خواب غلت می‌زند و نوزادش که کنار او خوابیده، در اثر این حرکت خفه می‌شود.

ب- جنایت به وسیله صغیر و مجنون صورت گیرد.

  • تفسیر ساده حقوقی: اطفال (صغیر) و افراد دیوانه (مجنون) به دلیل عدم برخورداری از اراده و قوه تشخیص کامل، اعمالشان خطای محض محسوب می‌شود و مسئولیت کیفری ندارند.

پ- جنایتی که در آن مرتکب نه قصد جنایت بر مجنی علیه و نه قصد ایراد فعل واقع شده بر ایشان را داشته باشد.

  • تفسیر ساده حقوقی: این بند، مصداق بارز یک اتفاق کاملاً پیش‌بینی‌نشده است. مرتکب قصد انجام یک کار کاملاً بی‌ربط را دارد، اما به صورت کاملاً تصادفی، این عمل منجر به مرگ یک انسان می‌شود.
  • مثال کاربردی: شخصی در حیاط خانه خود سنگی را به سمت یک قوطی خالی پرتاب می‌کند. سنگ پس از کمانه کردن از دیوار، به خیابان مجاور رفته و به سر یک عابر پیاده برخورد می‌کند و موجب مرگ او می‌شود. در اینجا، مرتکب نه قصد کشتن عابر را داشته و نه حتی قصد پرتاب سنگ به سمت او را داشته است.

بررسی تطبیقی مجازات انواع قتل

حال که با انواع قتل آشنا شدیم، به مهم‌ترین بخش یعنی مجازات هر یک می‌پردازیم. تفاوت مجازات‌ها به قدری زیاد است که سرنوشت یک متهم را به کلی تغییر می‌دهد.

مجازات قتل عمد

مجازات قتل عمد در حالت اولیه و اصلی، قصاص نفس است.

  • قصاص: به موجب ماده ۳۸۱ قانون مجازات اسلامی، در صورت درخواست اولیای دم (وارثان مقتول) و وجود سایر شرایط قانونی، قاتل به همان شیوه‌ای که مرتکب قتل شده، کشته (اعدام) می‌شود. قصاص یک حق شخصی برای اولیای دم است و دولت نمی‌تواند بدون درخواست آن‌ها آن را اجرا کند.
  • دیه و حبس تعزیری: اگر اولیای دم از حق قصاص خود گذشت کنند و با قاتل بر سر گرفتن و پرداخت دیه (خون‌بها) توافق کنند، قصاص به دیه تبدیل می‌شود. اما حتی در صورت گذشت اولیای دم، جنبه عمومی جرم باقی است. طبق ماده ۶۱۲ قانون، اگر عمل قاتل موجب اخلال در نظم جامعه شده یا بیم آن برود که عدم مجازات او باعث جری‌تر شدن وی یا دیگران شود، دادگاه می‌تواند مرتکب را به ۳ تا ۱۰ سال حبس محکوم کند.

نکات کلیدی در قصاص:

  • درصورت قتل بچه توسط پدر یعنی زمانی که قاتل، پدر یا جد پدری مقتول باشد، قصاص نمی‌شود و تنها به پرداخت دیه و حبس تعزیری (۳ تا ۱۰ سال) محکوم می‌گردد.
  • برای اجرای قصاص، باید قاتل و مقتول در دین و عقل برابر باشند (مسلمان در برابر مسلمان و عاقل در برابر عاقل).
  • کشتن یک فرد نابالغ توسط یک فرد بالغ، موجب قصاص می‌شود.

مجازات انواع قتل غیر عمد

مجازات اصلی در قتل‌های غیرعمد، پرداخت دیه است، اما در مواردی حبس نیز به آن اضافه می‌شود.

  • مجازات قتل شبه عمد: مجازات اصلی آن پرداخت دیه کامل یک انسان است. علاوه بر این، بر اساس ماده ۶۱۶ قانون، اگر قتل به واسطه بی‌احتیاطی یا بی‌مبالاتی (تقصیر) رخ داده باشد، مرتکب علاوه بر دیه، به ۱ تا ۳ سال حبس نیز محکوم خواهد شد.
  • مجازات قتل خطای محض: در این نوع قتل، فقط دیه ثابت است و مجازات حبس وجود ندارد. نکته بسیار مهم این است که در قتل خطای محض (برخلاف شبه‌عمد)، پرداخت دیه بر عهده عاقله (بستگان ذکور و نسبی پدری قاتل) است، نه خود او.

حالت خاص: قتل غیر عمد در تصادفات رانندگی

قانون‌گذار به دلیل شیوع بالای این حوادث، ماده جداگانه‌ای را به آن اختصاص داده است. طبق ماده ۷۱۴ قانون، هرگاه بی‌احتیاطی یا بی‌مبالاتی یا عدم مهارت راننده منجر به قتل غیرعمدی شود، مرتکب به ۶ ماه تا ۳ سال حبس و همچنین پرداخت دیه (در صورت مطالبه اولیای دم) محکوم می‌گردد.

مرز باریک بین تهدید به مرگ، شروع به قتل و قتل نافرجام

یکی از چالش‌های حقوقی در پرونده‌های جنایی، تفکیک مفاهیمی است که در نگاه اول شبیه به هم به نظر می‌رسند. آیا صرف گفتن “تو را می‌کشم” جرم است؟ اگر کسی برای کشتن اقدام کند ولی موفق نشود، چه عنوانی دارد؟

برای درک بهتر این موضوع، باید سه مفهوم کلیدی را از هم جدا کنیم:

جرم تهدید به مرگ

قانون برای امنیت روانی افراد ارزش بالایی قائل است. به همین دلیل، تهدید به مرگ یک جرم مستقل است، حتی اگر هرگز به مرحله عمل نرسد. در این جرم، تمرکز اصلی بر ایجاد رعب و وحشت در قربانی از طریق کلام، پیام یا هر رفتار ترسناک دیگری است. هدف قانون‌گذار، مجازات فردی است که آرامش روانی دیگری را سلب می‌کند.

شروع به قتل

این مفهوم زمانی معنا پیدا می‌کند که فرد از حرف فراتر رفته و وارد فاز عملیاتی برای ارتکاب قتل می‌شود، اما به دلیلی که خارج از اراده اوست، جرم کامل نمی‌شود. برای مثال، فردی که با تهیه سلاح گرم در مسیر قربانی کمین می‌کند، اما قبل از شلیک توسط پلیس دستگیر می‌شود، مرتکب “شروع به قتل” شده است. در اینجا، فرد تمام اقدامات لازم را انجام داده اما مانعی خارجی، از وقوع نتیجه (مرگ) جلوگیری کرده است. این عمل جرمی بسیار سنگین‌تر از تهدید است و مجازات خاص خود را دارد.

قتل نافرجام

این حالت شباهت زیادی به شروع به جرم دارد، با این تفاوت که در اینجا، مرتکب تمام مراحل عملیات مجرمانه را تا انتها طی می‌کند، اما به دلایل غیرارادی، نتیجه مطلوب (مرگ) حاصل نمی‌شود. مثال کلاسیک آن، شلیک گلوله به سمت قربانی است که به دلیل خطا رفتن تیر یا انجام اقدامات فوری پزشکی، منجر به مرگ او نمی‌شود. در واقع، تمام افعال تشکیل‌دهنده قتل رخ داده، اما نتیجه به بار ننشسته است.

جمع‌بندی تفاوت‌ها:

  • تهدید: تمرکز بر حرف و ایجاد ترس.
  • شروع به جرم: ورود به عملیات اجرایی که ناقص می‌ماند.
  • قتل نافرجام: انجام کامل عملیات اجرایی که به نتیجه نمی‌رسد.

این تفکیک دقیق به شما کمک می‌کند تا بدانید در هر موقعیت، چه اقدام قانونی باید انجام دهید و چه عنوانی را در شکواییه خود مطرح کنید.

جمع‌بندی و توصیه حقوقی

پرونده‌های قتل به دلیل پیچیدگی در اثبات نیت و تفکیک انواع آن، نیازمند تخصص و تجربه بالاست. هرگونه اشتباه در دفاع یا پیگیری، می‌تواند به تضییع حقوق یا محکومیتی سنگین منجر شود. تیم حقوقی وکیل زوم قویاً توصیه می‌کند در چنین پرونده‌هایی حتماً از مشاوره وکیل متخصص قتل بهره‌مند شوید.

در دنیای پیچیده قوانین، اولین قدم، تعیین‌کننده است.

اجازه دهید تیم متخصص وکیل زوم، پیچیدگی‌های مسیر را برای شما هموار کرده و یک راهکار حقوقی دقیق برایتان ترسیم کند.

سوالات متداول درباره قتل و انواع آن

در شبه‌عمد، مرتکب قصد انجام فعل (مثلاً زدن) بر روی قربانی را دارد اما قصد کشتن ندارد. در خطای محض، مرتکب حتی قصد انجام آن فعل را هم بر روی قربانی نداشته و کاملاً تصادفی بوده است.

خیر. حتی با رضایت اولیای دم، به دلیل جنبه عمومی جرم، قاتل طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی ممکن است به ۳ تا ۱۰ سال حبس محکوم شود.

عاقله شامل بستگان ذکور (مرد) و نسبی از طرف پدر مانند پدر، عموها و برادران قاتل است که از نظر مالی توانایی پرداخت دیه را داشته باشند.

اگر شرایط دفاع مشروع طبق قانون (مانند تناسب دفاع با حمله) به طور کامل اثبات شود، عمل فرد جرم محسوب نشده و مجازاتی از جمله قصاص یا دیه نخواهد داشت. اثبات این شرایط بسیار دشوار است.

این حکم ریشه در فقه اسلامی دارد و بر اساس قاعده “الأب لا یُقادُ بِابنه” (پدر به خاطر فرزندش قصاص نمی‌شود) است. با این حال، همانطور که گفتیم، پدر به پرداخت دیه و حبس تعزیری محکوم خواهد شد.

خیر. حبس در قتل شبه‌عمد (۱ تا ۳ سال) تنها در صورتی اعمال می‌شود که قتل ناشی از تقصیر (بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و…) باشد. اگر تقصیر احراز نشود، فقط به پرداخت دیه محکوم می‌شود. توصیه ما در وکیل زوم این است که برای بررسی دقیق شرایط پرونده، حتما با یک وکیل مشورت کنید.

شاید این مقالات را هم بپسندید:
شکایت از بازیگران

شکایت از سلبریتی: راهنمای کامل حقوقی

جرم شروع به قتل و مجازات آن

جرم شروع به قتل

معاونت در قتل عمد

معاونت در قتل و مجازات آن

جرم مشارکت در قتل

مشارکت در قتل و مجازات آن

تهدید به قتل

تهدید به مرگ: تحلیل حقوقی و راهنمای شکایت

پلیس فتا تهران

پلیس فتا تهران: شکایت از جرایم سایبری

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + نه =

در این نوشته شما می خوانید:
پیمایش به بالا