راهنمای جامع قوانین و نحوه محاسبه دیه

دیه چیست
در این نوشته شما می خوانید:

دیه در نظام حقوقی ایران مالی معین برای جبران صدمات بدنی یا مجازات جایگزین قصاص است که میزان دقیق، مسئول پرداخت و مهلت قانونی آن بر اساس عنصر روانی جرم و نرخ روز اجرای حکم تعیین می‌شود. این راهنمای جامع تمامی ضوابط محاسبه، مهلت‌های قانونی، احکام تغلیظ دیه و منابع جبران خسارت در حالت‌های خاص نظیر فرار جانی را تحلیل می‌کند.

آیا در مواجهه با پیچیدگی‌های محاسبه دیه، حق قانونی خود را به درستی می‌شناسید؟

عدم اشتباه در محاسبه مقادیر دیه و فرآیندهای قانونی، می‌تواند پیامدهای مالی و حقوقی جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد؛ زمانی که دقت در جزئیات تعیین‌کننده است، نباید اجازه دهید ابهامات قانونی، مسیر رسیدگی شما را مختل کنند.

ماهیت حقوقی دیه در قوانین کیفری

دیه در حقوق کیفری ایران دارای ماهیت دوگانه و منحصر‌به‌فردی است که هم‌زمان ابعاد مجازات و جبران خسارت مالی را در بر می‌گیرد. بر اساس ماده ۴۴۸ قانون مجازات اسلامی، دیه مقداری مال معین است که در شرع مقدس برای جنایت غیرعمدی بر نفس، اعضا و منافع یا جنایت عمدی در مواردی که به هر دلیلی قصاص ندارد، تعیین شده است. پیگیری حقوقی این پرونده‌ها و اثبات شرایط تبدیل قصاص به جبران مالی، نیازمند مشاوره با وکیل متخصص پرونده‌های قتل در دادگاه‌های کیفری یک است. رویه عملی محاکم نشان می‌دهد که تمایز میان جنبه کیفری و حقوقی دیه، اثر مستقیمی بر نحوه صدور اجراییه، جلب متهم و تقاضای اعسار دارد؛ زیرا برخوردار بودن از جنبه مجازات، ضمانت اجراهای شدیدتری مانند اعمال ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی را به همراه می‌آورد، در حالی که ماهیت دینی و جبرانی آن، احکام مربوط به پرداخت از ترکه متوفی یا وصول خسارت بر اساس نرخ روز را توجیه می‌کند.

از منظر ماهیت قانونی، دیه ابزاری برای اعاده وضع به حال سابق و جبران آسیب‌های جسمانی واردشده به قربانی است که قوانین موضوعه آن را به عنوان مسئولیت مدنی ناشی از جرم نیز به رسمیت می‌شناسند. بر خلاف سایر مجازات‌های کیفری که هدف اصلی آن‌ها ارعاب عمومی یا اصلاح مجرم است، هدف بنیادین از اجرای احکام دیه، تکافوی خسارات مادّی و معنوی واردشده بر آسیب‌دیده یا اولیای دم است. همین ویژگی سبب شده تا در رویه قضایی محاکم، توافق و مصالحه طرفین بر سر میزان یا نحوه پرداخت آن کاملاً معتبر شناخته شود و با رضایت شاکی، جنبه خصوصی جرم و به تبع آن استیفای دیه خاتمه یابد.

تفاوت‌های بنیادین دیه مقدر و ارش

در نظام حقوقی و رویه دادگاه‌ها، صدمات بدنی از نظر نحوه جبران خسارت به دو دسته دارای مقدرات شرعی و موارد فاقد میزان معین تقسیم می‌شوند. دیه مقدر میزان ثابت و مشخصی است که شارع و قانون‌گذار برای آسیب به اعضا یا منافع خاص تعیین کرده‌اند و دادگاه بدون نیاز به استعلام میزان خسارت از مرجع کارشناسی، ذمه متهم را به پرداخت همان میزان معین محکوم می‌کند. در سوی دیگر، ارزیابی خسارت مالی در صدمات ناشی از ضرب و جرح عمدی که میزان مقدر در قانون ندارند، بر اساس تقویم کارشناسی و ارش صورت می‌گیرد.

برای تشخیص دقیق مرز میان صدمات دارای ارزیابی قانونی و موارد نیازمند نظریه کارشناسی، ملاک‌های زیر در رویه قضایی اعمال می‌شوند:

  • تصریح میزان خسارت در قانون مجازات اسلامی برای اعضای زوج، فرد یا منافع مشخص مانند بینایی و شنیداری

  • عدم تعیین میزان مشخص در قانون برای جراحت‌های خاص، صدمات ترکیبی یا آسیب به نسوج و ارگان‌های داخلی

  • ارجاع موضوع به مرجع تخصصی جهت ارزیابی میزان کاهش کارایی عضو و تعیین خسارت در قالب ارش

نحوه تعیین ارش در پزشکی قانونی

فرایند ارزیابی و تعیین ارش در دادگاه‌ها کاملاً وابسته به بررسی‌های تخصصی در سازمان پزشکی قانونی است. پس از ارجاع پرونده از سوی قاضی تحقیق یا دادگاه کیفری، دادپزشک با معاینه دقیق بالینی، بررسی مدارک بیمارستانی و در صورت لزوم بهره‌گیری از آزمایش‌ها و تصویربرداری‌های پاراکلینیکی، میزان دقیق آسیب واردشده به نسوج، اعضا یا عملکرد حرکتی و حیاتی مصدوم را سنجیده و آن را به صورت درصدی از دیه کامله انسان گزارش می‌کند.

مراحل و معیارهای اصلی کمیسیون‌های پزشکی قانونی برای تعیین دقیق ارش عبارت‌اند از:

  • ارزیابی درصد نقص عضو دائمی و میزان صدمات واردشده به بافت‌ها و کارکرد طبیعی بدن

  • سنجش میزان عوارض ثانویه صدمه و احتمال بهبود یا پایداری آسیب در طول زمان درمان

  • تطبیق میزان صدمه با دیه کامله یک انسان و اعلام آن به صورت درصد مشخص به دادگاه رسیدگی‌کننده

مسئولیت پرداخت دیه در انواع جنایات

انتساب مسئولیت مالی دیه بیش از هر چیز به نحوه احراز عنصر روانی جرم و تفکیک انواع جنایت در محاکم کیفری بستگی دارد. بر اساس مواد ۲۹۰ تا ۲۹۲ قانون مجازات اسلامی، جنایات به سه دسته عمد، شبه‌عمد و خطای محض تقسیم می‌شوند. در مواردی که با اولیای دم مصالحه شده یا امکان قصاص وجود ندارد، احراز شرایط ارتکاب قتل عمد موجب انتقال مسئولیت جبران مالی مستقیماً به شخص مرتکب می‌شود. رویه قضایی نشان می‌دهد در پرونده‌های کیفری، اثبات قصد فعل یا قصد نتیجه نقش تعیین‌کننده و مستقیمی در تعیین شخص مسئول و نحوه صدور اجرائیه دادگاه ایفا می‌کند.

در جنایات خطای محض—یعنی مواردی که مرتکب نه قصد رفتار مجرمانه داشته و نه قصد ایراد صدمه (مانند صدمات ناشی از افعال نابالغین، مجانین یا تیراندازی غیرعمدی در شکار)—قانون‌گذار جهت حمایت از قربانی، اصل شخصی بودن مجازات‌ها را تعدیل کرده است. در این شرایط، تفکیک دقیق عناوین جزایی جنایت بر نفس مرز میان مسئولیت شخص مرتکب با عاقله را در دادگاه مشخص می‌کند؛ زیرا تغییر عنوان اتهامی از شبه‌عمد به خطای محض، مسئول پرداخت خسارت را به کلی تغییر می‌دهد.

شرایط قانونی انتقال مسئولیت به عاقله

در نظام حقوق کیفری ایران، هنگامی که صدمه بدنی در قالب خطای محض تحقق می‌یابد، پرداخت دیه تحت ضوابط خاصی به عنوان مسئولیت تبعی بر عهده خویشاوندان ذکور نسبی مرتکب قرار می‌گیرد. با این حال، موارد استثنایی دیگری نیز در قانون مجازات وجود دارد که جنایت عمدی موجب قصاص نشده و پرداخت مال جایگزین آن می‌شود؛ همانند احکام معافیت از قصاص و پرداخت دیه توسط پدر که مجازات قصاص ساقط شده و مرتکب مکلف به پرداخت دیه به سایر ورثه می‌گردد.

بر اساس مواد ۴۶۸ و ۴۶۹ قانون مجازات اسلامی، شرایط اصلی انتساب مسئولیت به عاقله شامل موارد زیر است:

  • ذکور، عاقل، بالغ و دارای تمکن مالی بودن بستگان نسبی پدر و مادری یا پدری مرتکب در زمان حلول اجل پرداخت

  • وقوع جنایت در قالب خطای محض (زیرا در صورت اقرار مرتکب یا قسامه، مسئولیت پرداخت بر عهده خود مرتکب باقی می‌ماند)

  • عدم ارتکاب صدمه توسط خود عاقله و عدم عضویت در عاقله مجنی‌علیه

رویه قضایی در صورت فقدان عاقله

چنانچه مرتکب جنایت خطای محض فاقد بستگان نسبی واجد شرایط باشد یا خویشاوندان او توانایی مالی پرداخت مبلغ مقرر را نداشته باشند، قانون‌گذار راهکار جبرانی دیگری پیش‌بینی کرده است. در رویه محاکم کیفری، پس از استعلام از ثبت احوال و احراز عدم تمکن مالی عاقله از طریق تحقیقات کلانتری و استعلام‌های بانکی، نوبت به پرداخت خسارت از اموال شخص مرتکب می‌رسد.

در صورت عدم دسترسی به اموال مرتکب یا اعسار کامل او، مسئولیت نهایی جبران خسارت بر عهده بیت‌المال قرار می‌گیرد تا هیچ صدمه بدنی در اسلام بدون جبران نماند:

  • ثبت درخواست پرداخت دیه از بیت‌المال توسط اولیای دم یا مصدوم پس از قطعیت رای و احراز اعسار مرتکب و غیبت عاقله

  • بررسی پرونده توسط کمیسیون تخصصی وزارت دادگستری و استعلام عدم وجود تمکن مالی نزد مرتکب و عاقله

  • صدور دستور پرداخت و حواله وجه از محل اعتبارات مصوب دادگستری جهت احقاق حق متضرر

قوانین و استثنائات تغلیظ دیه

تغلیظ دیه یکی از احکام استثنایی نظام کیفری ایران است که طی آن، میزان مشخصی به اصل دیه کامله نفس افزوده می‌شود. بر اساس ماده ۵۵۵ قانون مجازات اسلامی، هرگاه رفتار مجرمانه و فوت مجنی‌علیه هر دو در یکی از ماه‌های حرام (رجب، ذی‌القعده، ذی‌الحجه و محرم) یا در محدوده حرم مکه مکرمه واقع شود، یک‌سوم دیه کامله به مبلغ اصلی دیه اضافه خواهد شد. رویه قضایی و آرای وحدت رویه دیوان عالی کشور صراحتاً تاکید دارند که حکم تغلیظ امری خلاف اصل است و دادگاه‌ها مکلف به تفسیر تضییقی آن هستند؛ بنابراین تسری دادن این حکم به سایر زمان‌ها، اماکن متبرکه یا صدمات بدنی غیرفوت، فاقد وجاهت قانونی است.

در پرونده‌های مربوط به تصادفات رانندگی، صدمات عمدی یا پرونده‌های مشارکت در ایراد صدمه و قتل، احراز دقیق شرایط تغلیظ نقش بسزایی در تعیین میزان خسارت پرداختی توسط متهم یا شرکت‌های بیمه دارد. چالش عملی اصلی در دادگاه‌های کیفری، احراز تقارن زمانی میان صدمه و فوت و نحوه محاسبه میزان افزایش است. طبق قوانین بیمه شخص ثالث، صندوق تامین خسارت‌های بدنی و شرکت‌های بیمه مکلفند تغلیظ دیه را در صورت تحقق شرایط قانونی بدون دریافت مابه‌التفاوت حق بیمه پرداخت کنند، اما اختلاف‌نظر درباره مواردی که فاصله صدمه تا فوت طولانی می‌شود، پرونده‌ها را به استعلام از دادپزشک و بررسی دقیق تقویم قمری می‌کشاند.

شرط زمان وقوع صدمه و فوت

رکن اصلی در تحقق تغلیظ دیه، وقوع هم‌زمان رفتار مجرمانه و فوت در ماه‌های حرام است. برای شمول یا عدم شمول این حکم، معیارهای زیر در محاکم ملاک عمل قرار می‌گیرند:

  • وقوع صدمه اولیه و فوت مصدوم در یک ماه حرام مشخص

  • وقوع صدمه در یک ماه حرام و وقوع فوت در ماه حرام دیگر

  • منتفی شدن تغلیظ در صورت وقوع صدمه یا فوت در غیر ماه‌های حرام (عدم تقارن زمانی)

محدودیت‌های تغلیظ در صدمات غیرفوت

یکی از ابهامات رایج در پرونده‌های کیفری، تصور افزایش دیه جراحات در ماه‌های حرام است. حکم تغلیظ منحصراً مختص صدمات منجر به فوت بوده و محدودیات زیر بر آن حاکم است:

  • عدم اعمال تغلیظ بر دیه اعضا، منافع و نقص عضو، صرف‌نظر از میزان آسیب

  • عدم شمول افزایش یک‌ثالثی بر ارش تعیین‌شده توسط پزشکی قانونی

  • محاسبه کلیه صدمات مادون نفس بر اساس نرخ پایه مصوب، بدون هیچ‌گونه ضریب افزایشی

ضوابط مهلت پرداخت دیه مقدر

تعیین مهلت قانونی برای تادیه دیه یکی از حساس‌ترین مراحل اجرای احکام کیفری است. بر اساس ماده ۴۸۸ قانون مجازات اسلامی، مهلت پرداخت دیه از زمان قطعیت حکم دادگاه آغاز می‌شود و بسته به نوع عنصر روانی جنایت (عمد، شبه‌عمد یا خطای محض)، زمان‌بندی مشخصی برای واریز وجه در نظر گرفته شده است؛ برای مثال در جنایت عمدی، این مهلت ظرف یک سال قمری از تاریخ قطعیت رای است. در رویه عملی دادگاه‌ها، تا زمان انقضای این مهلت‌های قانونی، امکان جلب یا اعمال ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی علیه بدهکار وجود ندارد، مگر آنکه طرفین بر سر مهلت کوتاه‌تر یا پرداخت یک‌جا مصالحه کرده باشند.

مبدا محاسبه مهلت، صدور ابلاغیه اجرائیه توسط شعبه اجرای احکام کیفری پس از قطعیت دادنامه است. چنانچه محکوم‌علیه توانایی پرداخت یک‌جای مبلغ را نداشته باشد، ثبت دادخواست اعسار قبل از پایان مهلت، مانع از حبس او می‌شود. همچنین محکوم‌علیه می‌تواند از دادگاه صادرکننده حکم تقاضای مهلت استمهال کند تا زمان مناسبی برای تادیه دین یا جلب رضایت شاکی در اختیار وی قرار گیرد.

مهلت پرداخت در جنایات شبه‌عمد

در جنایات شبه‌عمد—مانند تصادفات رانندگی منجر به صدمه یا فوت و حوادث ناشی از کار—مهلت قانونی پرداخت ظرف دو سال قمری از تاریخ قطعیت رای تعیین شده است.

ضوابط و نحوه واریز مبلغ در جنایات شبه‌عمد در رویه دادگاه‌ها عبارت‌اند از:

  • تقسیم مساوی بار مالی به دو قسط سالانه (پرداخت ۵۰ درصد ظرف سال اول و ۵۰ درصد باقی‌مانده ظرف سال دوم)

  • وجوب پرداخت فوری کل مبلغ در صورت توافق طرفین یا تعهد شرکت بیمه در حوادث رانندگی

  • محاسبه اقساط پرداختی سال دوم به نرخ جدید اعلامی قوه قضائیه در زمان وصول (تادیه به نرخ روز)

مهلت پرداخت در جنایات خطای محض

در جنایات خطای محض، قانون‌گذار به منظور مراعات حال مرتکب یا عاقله و تعدیل فشار مالی، مهلت سه سال قمری از زمان قطعیت حکم کیفری را در نظر گرفته است.

مقررات حاکم بر بازه‌های زمانی وصول دیه در جنایات خطای محض به شرح زیر است:

  • پرداخت کامل مبلغ طی سه قسط مساوی سالانه (واریز یک‌سوم دیه در پایان هر سال قمری)

  • عدم امکان جلب حقوقی یا توقیف اموال محکوم‌علیه یا عاقله پیش از حلول اجل و انقضای مهلت سالانه

  • لزوم استعلام تمکن مالی عاقله در پایان هر سال جهت ارجاع مسئولیت به مرتکب یا بیت‌المال در صورت عدم پرداخت

نحوه محاسبه دیه به نرخ روز

ماده ۴۹۰ قانون مجازات اسلامی صریحاً معیار پرداخت دیه را نرخ زمان پرداخت یا همان یوم‌الاداء تعیین کرده است. این ضابطه قانونی ضمانت اجرایی موثر برای جبران تورم سالانه و حفظ ارزش واقعی خسارت واردشده به متضرر است. بنابراین، ملاک محاسبه مبلغ ریالی، نه زمان وقوع جنایت است و نه زمان صدور یا قطعیت دادنامه، بلکه ارزش ریالی اعلامی در زمان واریز وجه یا اجرای احکام کیفری ملاک عمل خواهد بود.

در رویه عملی دادگاه‌ها، اصل یوم‌الاداء مانع از تضییع حقوق مجنی‌علیه در طول زمان می‌شود. حتی اگر پرونده به دلیل تجدیدنظرخواهی، فرار متهم یا رسیدگی به ادعای اعسار سال‌ها به طول بینجامد، دادورز اجرای احکام مکلف است درصد تعیین‌شده در حکم را ضرب در نرخ روز زمان واریز نموده و قبض را صادر کند. تنها استثنای این قاعده، مصالحه قطعی طرفین بر مبلغی مشخص یا واریز کامل وجه در صندوق دادگستری پیش از تغییر نرخ سالانه است.

رویه پرداختی در پرونده‌های طولانی

با انقضای هر سال شمسی و صدور بخشنامه قوه قضائیه، نحوه وصول خسارت در پرونده‌های معوق تابع ضوابط زیر است:

  • محاسبه کل مبلغ بر پایه نرخ جدید سال جاری، فارغ از زمان وقوع حادثه یا تاریخ صدور اجرائیه

  • عدم تاثیرگذاری اطاله دادرسی یا تاخیرهای اداری محاکم بر کاهش سهم پرداختی به مصدوم یا اولیای دم

  • تعهد شرکت‌های بیمه و صندوق‌های جبران خسارت به تادیه کامل نرخ جدید، بدون استناد به سقف تعهدات زمان حادثه

نحوه محاسبه اقساط دیه مقدر

در صورت پذیرش دادخواست اعسار از پرداخت و تقسیط دیه، رویه محاکم در تعدیل اقساط سالانه بر پایه اصول زیر استوار است:

  • محاسبه میزان هر قسط پرداختی به نرخ روز واریز، نه نرخ زمان صدور حکم تقسیط دیه

  • تعدیل خودکار مبلغ ریالی اقساط در ابتدای هر سال متناسب با نرخ جدید سالانه اعلامی

  • عدم نیاز شاکی به ثبت دادخواست جدید جهت تعدیل اقساط با افزایش نرخ سالانه

منابع پرداخت دیه در حالات خاص

اصل بنیادین نظام حقوقی ایران بر این قاعده استوار است که خون هیچ انسانی نباید هدر رود و صدمه بدنی نباید بدون جبران باقی بماند. با این حال، در مواقعی که دسترسی به مرتکب جرم به دلیل فرار متهم، شناسایی نشدن ضارب یا اعسار و فقدان مال امکان‌پذیر نیست، قانون‌گذار مراجع حمایتی مشخصی را برای جبران خسارت آسیب‌دیده یا اولیای دم پیش‌بینی کرده است. ماده ۴۷۴ قانون مجازات اسلامی و قوانین مکمل، مبنای مسئولیت بیت‌المال و نهادهای واسط در پرداخت دیه را تبیین کرده‌اند تا حقوق متضرر از صدمات بدنی تحت هیچ شرایطی ضایع نشود.

رویه عملی در دادگاه‌های کیفری نشان می‌دهد که صدور حکم به پرداخت دیه از منابع عمومی نیازمند طی کردن تشریفات قضایی سخت‌گیرانه و احراز عدم امکان وصول از متهم اصلی است. قضات محاکم تا پیش از انجام تحقیقات جامع ضابطان دادگستری، استعلام‌های ثبتی و بانکی و اطمینان از فرار یا عدم تمکن مالی ضارب، نسبت به ارجاع پرداخت به نهادهای حمایتی اقدام نمی‌کنند؛ زیرا بار مالی بیت‌المال و صندوق‌های حمایتی تنها پس از اثبات انحصار و عدم دسترسی به اموال مرتکب ایجاد می‌شود.

رویه دریافت دیه از بیت‌المال

پرداخت دیه از بیت‌المال تدارک قانونی ویژه‌ای برای مواردی است که جانی شناسایی نشده، فرار کرده یا فاقد تمکن مالی و عاقله است. در مواردی که جانی اصلی متواری است اما مجرمان تبعی پرونده دستگیر شده‌اند، سنجش میزان مسئولیت مالی معاون در جنایت و نحوه وصول مابه‌التفاوت خسارت از بیت‌المال، مستلزم صدور قرار عدم دسترسی به متهم اصلی و صدور حکم قطعی از سوی دادگاه کیفری است. بر اساس قوانین کیفری، مراحل و شروط اثبات این نهاد عبارت‌اند از:

  • ثبت گزارش دقیق ضابطان و صدور قرار عدم شناسایی ضارب توسط دادسرا

  • صدور حکم قطعی پرداخت از بیت‌المال توسط دادگاه کیفری پس از بررسی عدم دسترسی به جانی یا اموال او

  • ارجاع پرونده به اداره حقوقی و کمیسیون ویژه وزارت دادگستری جهت تخصیص اعتبارات و واریز به حساب اجرای احکام

نقش صندوق تامین خسارت‌های بدنی

در حوادث رانندگی منجر به صدمات بدنی یا فوت، چنانچه وسیله نقلیه مسبب حادثه فاقد بیمه باشد، بیمه‌نامه باطل شده باشد یا راننده متواری گردد، مسئولیت پرداخت خسارت بر عهده صندوق تامین خسارت‌های بدنی قرار می‌گیرد.

رویه دریافت خسارت از این صندوق تحت ضوابط زیر صورت می‌پذیرد:

  • ثبت درخواست تادیه خسارت بدنی توسط مصدوم یا اولیای دم همراه با کروکی پلیس و نظریه پزشکی قانونی

  • بررسی پرونده توسط صندوق بدون نیاز به انتظار برای صدور رای قطعی در موارد صدمات بدنی شدید

  • پرداخت مستقیم نرخ روز دیه به زیان‌دیده و رجوع ثانوی صندوق به مسبب حادثه جهت وصول مبالغ پرداختی

اقدامات کلیدی پس از مطالعه این راهنما

پس از آگاهی از ابعاد قانونی دیه، نخستین اقدام عملی ثبت شکایت کیفری و درخواست ارجاع فوری به پزشکی قانونی جهت ثبت دقیق جراحات است. برای جلوگیری از تضییع حقوق و اطاله دادرسی، حتماً نظریه کارشناسی دادپزشک را با مهلت‌های قانونی اعتراض تطبیق داده و در صورت اعسار متهم یا عدم شناسایی ضارب، پیگیری دریافت دیه از بیت‌المال یا صندوق تامین خسارت‌های بدنی را در اولویت قرار دهید.

سوالات متداول درباره بخشیدن مهریه

دیه مالی است که به‌عنوان جبران خسارت بدنی (اعم از قتل، نقص عضو یا جراحات) طبق قانون باید به فرد آسیب‌دیده یا خانواده او پرداخت شود.

مقدار دیه بر اساس نرخ سالانه تعیین‌شده از سوی قوه قضاییه و نوع آسیب (قتل، جراحت، نقص عضو و…) مشخص می‌شود.

در جرایم غیر عمدی تا یک سوم دیه، زن و مرد برابر است. در قتل و صدمات عمدی، تا یک سوم دیه برابر و بالاتر از آن، با پرداخت ما‌به‌التفاوت توسط بیت‌المال برابر می‌شود.

همیشه زمان پرداخت دیه ملاک محاسبه است؛ اگر دیه در سال بعد پرداخت شود، باید براساس نرخ همان سال پرداخت شود.

بله، اگر محکوم مالی برای پرداخت دیه کافی نداشته باشد، دادگاه با توجه به شرایط می‌تواند برای پرداخت دیه تقسیط (قسط‌بندی) کند.

شاید این مقالات را هم بپسندید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × پنج =

در این نوشته شما می خوانید:

جستجو در وکیل زوم